فاصله
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
ودست منبسط نور به روی شانه ی انهاست
نه وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای است
اگر چه منحنی اب بالش خوبیست برای خواب دلاویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود وگر نه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق سفر به روشن اهتزاز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست ..........فاصله هایی که غرق ابهامند.
سهراب سپهری
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 14:52 توسط مریم
|

من خوب می دانم خدا هر شب برای چشم های من نگاه تازه می سازد.اگر حتی زمین احساس چشم هایم را نمی فهمد خدا آهسته می گوید برای چشم های من و اشک او تر می کند گاهی کویر بی کسی ام را و خدا آبی ترین آبیست...