اه سرد
زسرگذشت چمن دل بدرد مي ايد
ببند پنجره را باد سرد مي ايد
دريغ باغ گل سرخ من
كه در غم او همه زمان وزمين زار و زرد مي ايد
دگر به سوز دل عاشقان كه خواهد خواند
دلم ز غصه بلبل بدرد مي ايد
نمي رود ز دل من صفاي صورت عشق
و گر به ايينه باران گرد مي ايد
به شاهراه طلب نيست بيم گمراهي
كه راه با قدم راهنورد مي ايد
تو مرد باش و مينديش از گراني درد
هميشه درد به سر وقت مرد مي ايد
چون سايه از خورشيد مي كشم مي لعل
كه صبح با قدح لاجورد مي ايد



+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22:14 توسط مریم
|
من خوب می دانم خدا هر شب برای چشم های من نگاه تازه می سازد.اگر حتی زمین احساس چشم هایم را نمی فهمد خدا آهسته می گوید برای چشم های من و اشک او تر می کند گاهی کویر بی کسی ام را و خدا آبی ترین آبیست...